۲۶ / آبان / ۱۳۹۷
پایگاه خبری "جیرفت من" شهری با تمدن 7 هزار ساله

مطالب مرتبط

One Comment

  1. 1

    اتاق اصناف

    درگیری کاری حاج علی میرکهنوج رییس اتاق اصناف جیرفت با نایب رییس آن اتاق که …(!)

    میر کهنو(ج) آمد و لب باز کرد
    حرف خود را اینچنین آغازکرد

    ای فدایی لحظه ای خاموش باش
    حرف هایم راسراپاگوش باش

    دست های پشت پرده روشده
    پته هاراهی به آب جوشده

    بیخودی هی دادوبیدات هواست
    پس حقوق کارمندانت کجاست

    باغ بیت المال راکردی درو
    بیخودی ورحاشیه کاکا مرو

    درحساب این اداره پول نیست
    ای فدایی بانی اینکارکیست

    میوه های باغ دولت چیده شد
    این اداره واقعاچوریده شد

    چشم وجدانم ازاین غصه تراست
    پس دهانم بسته باشدبهتراست

    رشته ایمان بعضی پاره شد
    سعدی بیچاره ام آواره شد

    دردل تولرزه ای چون بم شود
    آمدم تارانت خواری کم شود

    درجواب اوفدایی لب گشود
    او زسینه غصه وغم رازدود

    گفت بااوای علی توگوش کن
    این ردای پندمن تنپوش کن

    دوروپیشت رابرادرجان بپا
    شارت وشورتی بیخودی کردی هوا

    بهریک کاری اساسی آمدی
    باهدف های سیاسی آمدی

    روی زخم عده ای پاشی نمک
    تابه روح الله کنی قدری کمک

    یک تفکر در بیان خویش کن
    یک نگاهی بر زمان خویش کن

    کفش های آهنی بر پا بپوش
    کی رسد زور تو بر این داریوش

    میرکهنو ناگهان از جا پرید
    پیش چشمش هیچ چیزی را ندید

    گفت با تو من نمی آیم کنار
    بر زبانت نام این آدم نیار

    جور گشته گر چه سور داریوش
    کی شوم تسلیم زور داریوش

    در میان کوچه دلواپسی
    سد کنم راه عبور داریوش

    در میان بهتی از ناباوری
    خرد کردم من غرور داریوش

    فتنه ها در شهر ما بر پا شود
    گر بگویم من ز تور داریوش

    این مروج زاده پر ادعا
    گشته او سنگ صبور داریوش

    یک نفر پرسد چرا گشته کنون
    نان دولت در تنور داریوش

    هر کسی داند که بارد روز و شب
    آتش فتنه زگور داریوش

    چونکه او با زور احمد آمده
    شبهه دارد این حضور داریوش

    شماله
    [شاعر بلندآوازه استان کرمان ]

    پاسخ دادن

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری "جیرفت من" محفوظ است . هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع آزاد است .